چرا خط امام ؟
در سواي تعاريف غلوآميز كه مي توان به عنوان وظيفه اداري يا رسانه يي يا با داشتن انگيزه حفظ نام و ياد امام از او داشت و يا متاسفانه بعضا رياكارانه براي حفظ جايگاه خود در نظام ، خود را مريد و مقلد او نشان داد، بي آنكه روش و سيره او را به كار بست ، هنگامه يي كه نياز به طرح تئوري و نظريه براي ادامه راه انقلاب مي افتد، بايد لباس يك روشنفكر مسوول را به تن كرد و با پرسش هايي روشنگرانه از امام و راه او پرسيد تا به آرمان امام ، منطق گفتمان او و راه رسيدن به آرمانش آگاه شويم .بي مبالغه عرض كنم كه وقتي با اين نگاه به زندگي امام وارد مي شويم به روشنفكري مسوول و بصير برخورد مي كنيم كه بدون عارضه هاي معمول روشنفكري همچون ذهن گرايي محض و سكتاريسم رفتاري و انزوا، از توده مردم آغاز مي كند و رفتار و شخصيت خود را در ديگران تكثير مي كند.اگر پيشينيان او فكرشان را در ميان صنف خود اشاعه مي دادند، امام اين شجاعت را دارد كه بي آنكه به در خطر افتادن جايگاهش در ميان صنف خود فكر كند، چنانچه انبوهي از بدزباني ها و بدخلقي ها را در دوران مبارزه اش تحمل كرد، با مردم كوچه و بازار و دانشگاهي و روشنفكران همقدم شود و پرده از درد تاريخي آنها برانداز
د.دو ويژگي زمان و زمانه شناسي و قدرت تحليل جامع وضعيت هاي حال و گذشته و آينده در شخصيت امام وجود دارد كه به او كمك مي كنند كه هم اقبال عمومي را متوجهش سازند و هم به ركود و كهنگي فكري متهم نشود.
آرمان يك روشنفكر مسوول يا يك مصلح اجتماعي در همين زمان حاضر چه مي تواند باشد اولترا روشنفكران حال حاضر و لاييك ترين فعالان سياسي به دنبال چه آرماني هستند?همه آنها آرمان خود را آزادي ، جامعه يي آگاه ، انسان مسوول و تساوي در حقوق شهروندان مي دانند و يا لااقل اين تابلوها را براي مقبوليت بر دوش خود حمل مي كنند. اگر حركت مبارزاتي امام را با اين سوال ها و آرمان ها مورد پرسش قرار دهيم ، آيا انصافا زندگي امام در مقايسه با ديگران در طرازي بالاتر از جهت آزاديخواهي ، مساوات طلبي ، كاهش آلام بشري و شخصيت گرفتن خلق قرار ندارد؟انصاف البته براي اين قضاوت لازم است . امام حتي به دشمن درجه يك خود، پهلوي دوم كه امام را زنداني و تبعيدي مي خواست ، مي گفت : من مي خواهم كه شما نوكر اجانب نباشي و آقا باشي . اينك اگر تمام تجارب خود را براي پيدا كردن يك سخنگو و يك معلم و يك روشنفكر غالب كه دردهاي تاريخي ما را بفهمد و راه حلي بدهد، از سر گذرانده ايم ، با همان حس جست وجو به امام ، حركت و سيره مبارزاتي اش بنگريم ، شايد يافتيم .
آرمان امام رفع استضعاف تاريخي ملت است . ملت فقير، ضعيف النفس ، بي كرامت ، غمگين و غيرآزاد و طبقاتي ملتي است كه امام را وادار به حركت مي كند تا از آنها ملتي رشيد، كريم النفس ، آزاده و آزاد و شاد و سرزنده بسازد.
آنگاه مي توان عكسي جمعي از اين ملت گرفت و به جهان صادر كرد. صدور انقلاب چيزي غير از اين نمي تواند باشد.امام از پابرهنگان مي گفت . آنها را هم شخصيت خود مي دانست . اما هرگز صاحب كارخانه كفش سازي را زير لگد نمي گرفت چرا كه براي همه كرامت ، آزادي و رشد را خواستار بود.زنده كردن خط امام ، زنده كردن آرمان هاي امام است و چه كسي جز خود معلم آزادي و امنيت مردم ، مي تواند الگوي مرد آزاد و امين باشد.بي ترس روشنفكرانه ، بي آنكه بترسيم كه از پيري ، جوان ترين انديشه ها را طلب مي كنيم ، بي آنكه بدون مطالعه زندگي اش او را به موزه هاي تاريخي انقلاب هاي قرن بيستم بفرستيم ، درنگي كنيم . اگر آزادي آرمان ما است ، اگر حقوق بشر و كرامت انسان آرزوي ما است ، اگر واقعا در گفتارمان صادق هستيم دوباره به زير درخت سيب نوفل لوشاتو سري بزنيم امام منتظر همه ما است .
