جناب اقاي دكتر احمدي نژاد
رياست جمهور مردم ايران و ريس شوراي امنيت ملي
با خودم فكر مي كردم كه آيا جامعه متدينين . خانواده هاي شهدا . روزنامه نگاران آزاد با انصاف و كساني كه به هدف شما همذات پنداري مي كنند و مغضوب اليهم صاحبان رسانه مي شوند .اگر ظلم را در امور جاري ببينند به خاطر لجاجت با صاحبان بنگاه هاي اقتصادي و صاحبان رسانه و به دليل عدم تضعيف شما .مي بايست سكوت كنند و نگويند و ننويسند يا نه . از قبال رهنمود مكتب و دفاع از مظلوم و حفظ نظام بايد اذان نيمه شبي بر مناره رسانه سر دهند تا ائمه مسلمين راه بر خطا ببندند و رفع تظلم كنند.
دراين باره آنچنان فضا تهمت آلود است كه هر سخني با رهبري و حتي مرجع ديني ات نشستن در مواضع التهم است و به زندان ۲۰۹ رفتن عاقبتت مي شود.از اينرو با تو سخن مي گويم.مردي كه از جنس مردمي و عدالت برايت مقدس است و علي (ع ) برايت الگوست و سينه به مهر محمديه گشوده كرده اي.
و اگر اينها در تو نباشد كه امام جور و ستمي.پس اين وجيزه را از هر طريق كه به تو رسيد و شنيدي يا خواندي از يك معلم ساده فرزندان اين خاك بخوان. هدفم نه معروفيت نامم است و نه تندي با كسي كه شبانه روزش را براي عظمت اين خاك صرف مي كند.كه اگر ميخواستم مجال تندي در رسانه هاي ريزو درشت مهيا بود.اما دوستان روزنامه اي من به خاطر مشي دفاع از عدالت و تو ـ كه گلو به زنده كردن عدالت زخم مي كني ـ از من مي گريزند.تحقير مي گردم و ناديده مي شوم. منتي بر تو ندارم.هدف خود را دوست دارم و مي ترسم از روزي كه هركه دم از عدالت بزند زيانش را از قفا بركنند.
بشنو حديث مرد سرگرداني كه وطنش را بي هموطنان دوست نمي دارد:
اگر روزي دانشجويان پلي تكنيك بر چكمه هاي سربازان بيگانه از ترسي كه در زندان ۲۰۹ به آنان اموخته اند بوسه زنند و محافظه كاري بر همگان غلبه بيابد و وطن ما چون يوگسلاوي تكه تكه شود و برادر كشي سنت شود و نابكاري چون ريگي و آلوده اي چون ربع پهلوي ميداندار شوند . آنروز چه ارزويي مي كني؟
اگر آرمان دانشجويان سكوت و ركود شود و گليم خود را از آب آلوده به در بردن گردد و هركس دم از حميت بر مظلوم بزند فحش بخورد و هركس كه به ايستادگي در مقابل ديوانه هاي جهان شعار دهد .صدايش بازتابي نيابد.تو چه آروزيي خواهي كرد؟
اگر جوان ما به جاي تفكرو تحرك . عضو گروه گلد كويست شود و به جاي فرياد زدن در انجمن و نقد تو ساير افراد بنگي شود و سرخوردگي را با افيون جبران كند .تو چه خواهي كرد؟
اگر اسكندرهاي زمانه براي فتح ايران سراغ ادمي كه از فرط فشار به وطنش فحش مي دهد بگردند.ايا در اين زمان نخواهند يافت؟ مي شود كه كسي را تحت فشار قرار دادو نوگلان دانشجو را به ضرب روشهاي امنيتي به جلوي دوربين تلويزيون برد و باز هم از همكلاسانشان خواست كه حكومتي كه اين روش را تجويز مي كند را دوست بدارند؟آنها همسن فرزند بزرگ شما هستند.مگر چه پيچيدگي در اين افراد هست كه زندان انفرادي بايد آن پيچيدگي را صاف و دلبخواه شما كند؟
آيا اعتراف گيري در قاموس انقلاب ما منكوب نيست؟چه حالي به حضرتعالي دست خواهد داد وقتي كه ببيني هموطن جوانت در آنسر دنيا زير سايه مقام امنيتي كشور بيگانه دارد چهار قل را مي خواند؟
حال اينكه ببيني كه كسي كه مامور دولت احمدي نژاد ساده و مظلوم است . و نماينده حكومت در سلول انفرادي است دستش گشاده بر ظلم شود.
تو كه خودت در زمانه اي درفشار بودي كه مي گفتند مخالف فلاني ..مخالف پيغمبر است. پس چرا مخالف تو هم مخالف پيغمبر شود؟ پس تو چه فرقي داري با فلان كس كه با او اختلاف داري؟
گمان نمي كنم كه اعتقادت را با خته باشي .
برادر
من يك نمونه مي اورم.همشهري من عبداله مومني عضو ادوار تحكيم در حالت بدي گرفتاراست.دارند فشار به ا و دوستانش وارد مي كنند كه به چيزي اعتراف كند.عبداله بعد از اينكه برادرش شهيد شد رفت و سر پرست دو يتيم برادر شد.خودش را وقف بچه هاي شهيد كرد.حالا ان دو بچه چه مي كنند...ما چرا نسبت به هرچه ظلم است بي تفاوت شده ايم؟ اين پروه هاي امنيتي كارد را به استخوان مادران شهدا رسانده است.به فرزندان شهيد.
اما جناب دكتر .روشهاي امنيتي كه نبايد اصل مكتب را زير سوال ببرد.برويد در ساعتي كمي نهج البلاغه بخوانيد.كمي تاريخ اهل بيت.شفقت علي پس كجاست.روشهاي امنيتي ما توجيه گر خيال پردازي هايي است كه علي از آنها بيزاربود.علي اب بردشمن نمي بست.اگر مي خواست كه روشهاي رعب انگيز و سخيف معاويه را الگو بسازد كه هم شام را داشت وهم مصر.
من آنروز كه عكس شما را موافقين يا مخالفين در اميركبير اتش زدند برايت كف زدم و تو حتي ارام تر سخن گفتي برايت كف زدم.ياد روايت مالك فرزند مكتب علي افتادم.گفتم مكتب همچنان شاگرد مي پرورد.اما انگار همكاران شما در خشم دورخيز كردند تا انتقام را هزارمرتبه بيشتر به كين بستانند.
برادرمن
خروجي مكتب رهايي بخش كه نبايد زندان و اعتراف و بگير وببند باشد. فرع كه نبايد اصل را لجن مال كند. تو در شهرها مي روي. غيرت نشان مي دهي و نميخوابي. خداخدا مي كني و مي گويي وطنم ..وطنم. هموطنانم. پس چرا اجازه مي دهي كه دستگاه تواب ساز همچنان داير باشد.
امنيت يعني احساسي كه در مراوده ازاد بين حكومت و ملت شكل مي گيرد.امنيت جايش در سينه هاست.سينه هايي هستند كه وقتي تو حرف مي زني و از عدالت مي گويي از شادي مي تپند.اما
در همان زمان به كوه اوين نگاه مي كنند.به انجمن هاي اسلامي نگاه مي كنند كه تو الت عمومي شده اند. يك نفر را بفرستيد لرستان كه انجمن اسلامي دانشگاه لرستان مستراح شده است يا من دروغ مي گويم. برويد ببينيد كه جاي رفقاي شهيد تبديل به موال شده است يا نه.برويد و ببينيد كه انجمن اسلامي شريف كه دويست وپنجاه شهيد داده است الان تعطيل است يا نه؟
اتفاقا چه كسي بايد ناز دانشجويان را بخرد؟چه كسي بايد فرصت ازمون وخطا دهد؟
ببينيد كه دستگاه امنيتي چگونه نوگلان دانشجو را به دامان قلدرها و پولداران و نمايندگان سرمايه داري مي اندازد.
دانشجو يا روزنامه نگار زنداني مي شود.برايش وثيقه صد ميليوني صادر مي كنند.خوب خانواده اش كه چنين پولي ندارند.فلان گردن كلفت مي ايد و دانشجو را نمك گير مي كند. و اين دومينو مي رود تا راديو فردا و صداي امريكا. راستي اگر شما جناب دكتر رفتاري در طراز مكتب ارائه نماييد آيا رسانه هاي بيگانه خوراكي خواهند داشت؟ آيا كسي خواهد توانست كه بنيان مرصوص انقلاب را در هم بشكند.
سرمايه داري جهاني دستكش ابريشم بر مشت اهنين پوشيده تا ايران را نيز به قلمرو بيفزايد.او كار خود را مي كند. ما بايد فتح قلوب كنيم. در انروز كه رويا رويي تمام باشد نه مجيز گويان درگاه و نه دوستاني كه شهوت رسوا سازي هموطنشان را دارند و نه كساني كه شما را ترغيب به كشيدن تيغ برهرصورت سالمي كنند ياراي مقاومت ندارند.همين دانشجو كه تمرين اعتراض را در زمان تو را تجربه كرده است مي ايستد و با سيل خونش هر ناو ديوانه را غرق خواهد كرد.همين عبداله كه سر پرست خانواده شهيد است..همين دانشجو كه زندانبان تحقيرش مي كند. همين من كه قبل و بعد از اين خموشم.
اگر همه تو را نهي كردند تو بلندشو و برو در آن زندان را ببند.تا مكتب مدرسه اي ازاد باشد كه حريت صادر مي كند. بگذار آنان كه به خاطر اين نامه من را از فهرست روشنفكران وروزنامه نگاران خارج مي كنند و تا عمر دارم مرا از نوشتن در رسانه هايشان محروم مي كنند كارشان را انجام دهند.بگذار دوستان امنيتي عصباني شوند. فداي سر ملت. من هنوز به شما اعتماد دارم.كافي است.