ستون گذر _اعتماد ملی
قدرت بازدارندگي ملي چيست؟ - [عليرضا آستانه]
اگر به روزگاران قديم، شاهان فاتح با كلاهكج پيروزي در فتحنامهها، ابتدا نسبنامه خويش را عيان ميكردند و سپس با هيجان از غلبه بر نقطه قوت حريف و يافتن نقطه ضعفش حكايت مينوشتند، اين قصه در روزگاران جديد، حكاياتي ديگرگونه را ميطلبد.در دنياي جديد، نسبنامهها نه به عمارات سلطاني برميگردد و نه به تاج شاهي.
حتي اگر كسي در تبارش خان و خانزادگي باشد، عيان نميكند كه هيچ، خود را برخاسته از توده و متن مردم معرفي ميكند.نسبنامه حكام زمانه ما، به صندوقهاي آرايي برميگردد كه هرچه فربهتر باشند، لاجرم مشروعيت و مقبوليت حاكميت را در تولد و بلوغ بيشتر جلوه ميدهند. راي آشكار و آزاد مردم، حجت بالغهاي است كه قابل احتساب است. دنياي جديد، دنياي نمايش و عريانسازي مكنونات است. سكوت و سر در جيب فرو بردن لاجرم براي كسي خلوت به ارمغان نميآورد.اتفاقا هر كس كه مكنون و مستورتر باشد، بيشتر در معرض فرزندان انقلاب انفورماتيك است. صاحبان رسانه، از كشوري كه در گوشهاي از جهان به حيات سنتي خويش ادامه ميدهد، به راحتي بهشتي جاودان يا ستمگاهي جهنمي ترسيم ميكنند. آنها عقايد را ميسازند و در عين حال آن عقيده را اشاعه ميدهند. در اين ميان رسانههاي دموكرات ديگر از آن حرفهايي است كه هر جادويي از دستش برميآيد. اينها گفته شد كه تبارشناسي و نسبتگرايي درجه وضوح امر حكومت روشن شود. اما چه چيز در اين دوران ميتواند نقطه ضعف و قوت حكومتها باشد؟ حكومتها چگونه در هم شكسته ميشوند و چگونه بر دروازهشان فتحنامه آويزان ميكنند؟ وقتي كه يك طرف، غول سرمايهداري با هركولهاي رسانهاياش جهان را عليه اين سرزمين خطاب قرار ميدهد، حكومتي كه بنيانش را بر استقلال و آزادي و دموكراسي ديني قرار داده است، چه پيغامي به جهان خواهد داد؟ آيا بر سوءتفاهمات بيريشه حريف خواهد افزود يا ملت را به پاي صندوقهاي پربركت راي خواهد خواند تا سخن ملي با حريف، از دل ميليونها راي مختلف به دست آيد. وقتي كه مردم، ساز و كار حكومتداري را با آراي پررونق تعيين ميكنند و ابتكار تحول در مديريت كشور را در دست دارند و حاكمان صالح، از اين ظرفيت به خوبي استفاده ميكنند و اراده ملت را تنفيذ كرده و جاري ميسازند، مجالي براي بيگانه نميماند تا از ظرفيت پنهان بحرانهاي مكنون استفاده كند.
قدرت بازدارندگي ملي، امري مشهود است. در غرب چهرهاي دارد و در شرق چهرهاي. در ايران، قدرت بازدارندگي، حمايت همهجانبه و ملي از حكومت قانوني است و ساز و كار اين حمايت در عرصه سياست، رونق انتخابات و فربه بودن صندوقهاي راي و پاكدستي مجريان و ضمانت حقوق شهروندي توسط ناظران است و در عرصه اجتماعي تاييد رفتار حكومت توسط مراجع فكري غيردولتي اعم از روشنفكران، عالمان ديني مستقل از حكومت، دانشجويان و روزنامهنگاران مستقل است. آيا به بيگانه، پيام مقتدرانهاي از اين دست خواهيم فرستاد؟ اين سوالي است كه در بحرانها از هم ميپرسيم.
پ.ن:
گذارم به روزنامه افتاد.یادداشتی طلبیدند و من هم به این زبان عهد دقیانوس نوشتم.در بالای صفحه آخر روزنامه اعتماد ملی پنج شنبه مورخ ۲۹ شهریور چاپ شده است.کسی چه میداند.شاید شدیم ستون ثابت.اگر آبمان به یک جوب برود ومنم تنبلی وحواس پرتی را کناربگذارم. نظر شریف را دریغ نفرمایید که نوشتن پاک از یادمان رفته است..
لینکش اینجاست.


