تبليغاتX
یادداشت های حزب تک نفره من..آستانه...
پنجشنبه هشتم آذر 1386
چه لجاجتی با رهبری دارید؟
 

در سالهای اخیررهبر انقلاب  یک سنت خوب و ارشادی را به عنوان نوید و نصیحت در طلیعه سال نو ارائه می کند.

هر سال به یک نام ویک ویژگی اختصاص می یابد.سال امام علی، سال پیامبر مکرم، سال اتحاد ملی و...

اما  تجربه نشان داده که رفتار دولتمردان به وضوح در خلاف آن شعارو آن نام و توصیه بوده است. در سال امام علی فتوت و جوانمردی به زیر صفر نزول می کند. در سال پیامبر اعظم  به کلی اخلاق محمدی و تساهل و مدارای او به فراموشی سپرده می شود.اینهم از سال اتحاد ملی که  هرچه تفرقه و پراکندگی در انبان کینه دارند بر سر ملت می ریزند تا زلف اشفته وحدت آنچنان پریشان شود که نشستن دو آدم موثربرای اتفاق بر منافع ملی  غیر ممکن گردد.

آیا اصحاب ذوب در ولایت حرف رهبری را به هیچ می گیرند ؟ آیا این مواد مذاب آنقدر از رهبری جلو افتاده اند که در ره کوره گمراهی افتاده اند؟ اگر اینچنین نیست ، رهبری از اینان درخواست عمل به معکوس شعارهای اول سال را دارد و درطول سال مکلف به تحقق خلاف شعار رهبری هستند؟

آیا این گمراهان که  در سخت ترین روزهای احتیاج به مهر محمدی و فتوت علی و اتحاد ملی،دانشجو را به مسلخ می برند...دهان می دوزند و پژوهشکده اعدام به راه می اندازند و با فرقه سازی مدل ۸۶ ، فرقه ها و مذاهب را  به جان هم می اندازند وبا پاسبان محوری، حرمت آسمان را هم می شکنند و  پزشک نوباوه را بی حرمت به دار می کشند و نمایش عضله حکومت را به مردم لاغر مصیب زده نشان می دهند،  و به خاطراخم سگهای آلمانی یک روزنامه نگار تنگ نفس را به کنج زندان می برند، آیا اینان  واقعا سربازان  خفیه و مرید رهبری هستند و لاجرم بدنامی وبد سگالی ایشان را باید به رهبر نسبت داد؟

یک لحظه فکر کنید که چرا اعتقاد به رهبری  و اینکه او هم از این بدسگالان دل خونی دارد تمسخر می شود. دوستی برایم شرحی نوشته برانزجار رهبر از خود سرهایی که تمام هزینه های کارهایشان را به حساب رهبری می نویسند. انقدر دردمند و منطقی که من هم باور نمی کنم که اصحاب مذاب در ولایت صداقتی در پیروی از رهبر داشته باشند. آنها می خواهند آنقدر زور بگیرند که رهبری در آنها مذاب شود.

به کسانی هم که اپوزیسیون از لحظه تولد بر خشت افتاده اند  توصیه می کنم که  یک لحظه در عقیده خود تامل کنند.یک لحظه شک. شک اغاز دانایی است.

 

+ 15:34 آستانه