تبليغاتX
یادداشت های حزب تک نفره من..آستانه...
دوشنبه هفدهم دی 1386
سخنی با کسروی های جعلی!
درکامنتهایم به یادداشتی برمی خورم .آنقدر خشن و متعصب و کور نوشته شده که به فکر میروم . آتش زدن قران و ترغیب به پارتی آتش زنی قران.

سایتی راهم برای ترویج این عمل کور اختصاص داده اند. موج بیزاری از دلم می جوشد. هزارو چهارصد سال از انقلاب محمد می گذرد. همان تعصبات کور. همان لحن خشن اعراب بدوی. همان آتش زدن قران . همان الفاظ بی سروته ...

می توانم چند فحش نثارشان کنم و مسلمانی ام را به گمان خودم حفظ کنم. اما می دانم که این افراد عاشق جامعه ای هستند که الفاظ رکیک و خشونت عریان همه چیز را ببلعد و خاکستر کند.

اینها که قران را اتش می زنند مزدور چه کسی هستند؟ آب به آسیاب چه کسی می ریزند؟ یک لحظه یاد معاندین شناخته شده اسلام می افتم. یک لحظه یاد ادم های بی سروپای اینترنت می افتم که مذهب جعلی می سازند و با خرافات و سندسازی های بی سروته می خواهند زیر آب دین و خدا و پیامبر را بزنند و مذهبی را بنیان نهند که خشونت و بی اخلاقی و تذبذب و اتهام محورش باشد.

یک لحظه یاد دانشجویان دربند اوین می افتم که با همچون حربه ای و جعل لوگوی نشریه شان به انفرادی رفتند.

خاصیت کارهای بی شناسنامه همین است. اینها فقط شمشیر متعصبین دینی را تیز می کنند. تا هرکس بخواهد از نگاه رحمانی دین دفاع کند، چنین چماقی را برسرش بکوبند و بگویند تو از تبارهمانانی هستی که قران را آتش می زنند.

بله. همیشه یک گروه متعصب بی مغز و به ظاهر ضد دین با آتش زدن قران و کارهایی از این قبیل ، هم احساسات دینی مخاطب را پر زور می کنند و هم شمشیر گردن زنی را به دست متعصبان دینی می دهند که در غیاب متهمی که در خارج کشور نشسته و دارد حال و حولش رامی کند و استفراغش را در سایتها می ریزد،  گردن بی گناهان را به تیغ بسپارد.

برای این آتش زنهای مفلوک می نویسم که:

عزیزم. قران که کتاب خداست وبرای من مقدس.
اما هرحرکتی که با اتش زدن کتاب همراه باشد با اتش زدن انسانها ادامه خواهد یافت. پس فندکت را بگذار جیبت و معقول باش. پولهایت را صرف خواندن کتاب کن وبخوان تا چرند نگویی. محمد و علی اندیشه بوده اند. و کتاب خدا اندیشه است. و گرنه هزار وچهارصد سال در تاریخ پیش نمی امدند.

 

+ 20:18 آستانه