
سفر استاني احمدي نژاد را به بوشهر تمااشا مي كردم. چند شب پيش بود. مردي دستش را دراز كرد از شيشه اتوبوس. ريس جمهور دستش را بوسيد. بله بر خلاف همه كساني كه اين حركات را عوامانه مي دانند..من سخت منقلب شدم. ريس جمهور دست يك نفر را مي بوسد. يك عامي ناشناس را.
براي چه؟ كه دوربينها ببينند؟كه عوام فريبي كند؟ نه حضرات. فكر نمي كنم. احمدي نژاد خواسته يا ناخواسته در اثر ارتباط با مردم به سوي اين رابطه درست كشيده شده است. رابطه اي كه هميشه سيكل معيوبش اجازه بروز نتايجش را نمي دهد.
بوسيدن دست مردم توسط ريس جمهوريك رابطه معني دار است.
معني اول و دوم وسومش را هرچه مي گذاريد ، بگذاريد. عوام فريبي...پوپوليزم...كاستن جايگاه رياست جمهوري.....و....
خوب معني چهارمش را من مي نويسم. معني چهارم نماد كرنش قدرت در برابر ملت است. احتمال مي دهم كه احمدي نژاد به نشانه عذر خواهي از مردم روستاي استان بوشهر دست آن فرد را بوسيد. يعني اينكه با اينكه دولت يا قدرت نمي تواند خدمتي در خور انجام دهد، اما معترف است كه مردم حق دارند.
در كشوري كه هميشه قدرت و حاكميت حق داشته است ، اين معني جديد حتي اگر نمادين باشد ، باعث بهجت است.
معني پنجم: يك ايراني به صرف ايراني بودن در سرزمينش داراي حقوق اساسي است كه ذاتي و طبيعي او هستند. احمدي نژاد به دليل اينكه آن مرد بوشهري يك ايراني است دستش را مي بوسد. در اين زمان كه برتري انسانها برحسب قبيله و زبان و دين و قوميت و موقعيت تئوريزه مي شود، احياي حق ايراني بودن ، اولين قدم در راه به رسميت شناختن حقوق بشري اوست. نمي دانم . شايد اگر احمدي نژاد معناي كارهايش را بداند و از اين زاويه بنگرد، متوقفشان كند و يا تكرارشان كند. در هردو صورت توقف و تكرار عمل دست بوسي خلاف معمول ايراني جماعت ارزشي ندارد.
چيزي كه ارزش و شجاعت عمل را بالا مي برد، به رسميت شناختن حقوق اساسي فرد ايراني توسط قدرت است.
وقتيي پيامبر در اواخر عمرش تازيانه به دست آن پيرمرد اعرابي مي دهد كه بر شانه عريان قدرتمندترين مرد شبه جزيره به جبران حق اش شلاق بزند، معنايش اين است كه حاكميت اجازه مي دهد كه حق افراد حتي در برابر پيامبر خدا براورده شود.
لخت كردن شانه قدرت در زمانه ما محاربه با خدا تلقي مي شود. نقد به حاكميت و يا افراد دست چندم حاضر در قدرت دودمان گوينده را باد مي دهد. براي همين است كه بايد از معكوس شدن رابطه استقبال كرد.
اين حركت احمدي نژاد ولو ناخواسته و دلي هم باشد، بازگشت به اساس رابطه مردم و قدرت است.
اگر احمدي نژاد عرضه و اعتقاد و شجاعت اين را داشته باشد كه سقف سنتي قدرت درايران را بشكند و
حتي از مخالفين خود به صرف اينكه ايراني هستند ، استقبال كند، و دامنه حقشان را به آنان ياد اور شود، بزرگترين حق تاريخي را جهت داده است.
مشكل اينست كه در عمل ، احمدي نژاد هم به سيكل معيوبي مي انديشد كه در حق ايراني بودن و رسيدگي به حقوق اساسي ، خودي و غير خودي و نخودي مي كند.
خوب بعد از كلي بد و بيراه كه نثار عوام فريبي ريس جمهور ومن مي فرماييد ، نظرتان را بفرماييد