تبليغاتX
یادداشت های حزب تک نفره من..آستانه...
شنبه شانزدهم تیر 1386
چیزی شبیه عقیده...
در پاسخ به دوستی که نوشته است عقیده ام را بیان کنم و مجامله و کلک بازی در نیاورم،چند نکته باید عرض کنم.نخستین مسئله اینست که سوال کلی جواب کلی دارد.دومین مساله اینست که فرق بین ادمی که شعار می دهدو از طریق شعارش نان می خورد با کسی که عقیده ای دارد و عقیده اش تزاحمی برای دیگر عقیده ها ندارد در این جامعه مشخص نیست. اما حالا که برایت مثل منی مهم شده است  بی آنکه به طعن ولعن کسی بدهکارباشم و از کسی طلبکار می گویم:

۱- در مورد آیت اله خامنه ای : به نظر من ایشان بهترین فرد برای جانشینی امام بوده اند.  بنده مقلد شرعی ایشان هستم در مسائل فقهی. خودم هم این مساله را انتخاب کردم.چون  روشن بینی در فقه را برتر از وسیع نگری و دایره المعارفی دیدن می دانم.فقه را در مساله شرعیات عرض می کنم. درمورد مسائل اجتماعی و سیاسی آنچه که حق دانسته ام دنبال کرده ام و تا جایی که توانسته ام مقلد نبوده ام گرچه نظرم گاهی به کسانی نزدیک بوده و متاثر بوده ام.

درمورد بحث ولایت فقیه سه دیدگاه وجود دارد. اولین دیدگاه تلقی سلطنت و شاه وسلطان از ولی فقیه دارند. اورا در حد معصوم می دانند و بری از خطا وسایه خدا و خود را بندگان ودربان این سلطان.

دوم کسانی که تلقی پاپ و ملکه الیزابت از ولی فقیه را دارند.به عنوان سمبل یک حکومت و عدم دخالت ولی فقیه در امور .مگر در حد توصیه های اخلاقی و سمبلیک.

سومین تلقی که به نظر من براساس نیازهای معرفتی جامعه شکل گرفته و منجر به قراردادن امام در راس یک انقلاب ارزشی اخلاقی شده و ادامه یافته است رابطه ولی فقیه و مردم را رابطه عاطفی ـمعرفتی  براساس زیست آگاهانه می داند. ولی فقیه حکم فرد روحانی برخاسته از حوزه های فقاهتی دارد.ولی فقیه در اینجا توسط مردم از بین خوشنامان فقاهت انتخاب میشود. حقوق یک فرد عادی را دارد.اجبار به استفاده از همه ظرفیت های فکری و معرفتی تولیده شده علما و دانشمندان علوم را عهده دارست. صیانت از دین ، بازپژوهی احکام براساس زمان و مکان، ترویج اخلاق و کارویژه رفع استعمارو استحمار و استبداد را براساس رسالتی که مردم در اثر انتخاب به امانت گذاشته اند ،عهده داراست.

تلاش و توصیه برای رفع استضعاف اقتصادی،سیاسی ،معرفتی و منزلتی  و پرهیز از حب نفس و رعایت منافع همه مردم براساس قسط را عهده داراست. من با تلقی سوم موافقم. و تا زمان اتوماتیک نشدن دستگاه  ماشین اخلاق جامعه ، نقش راننده را لازم می دانم.

۲ـدر مورد احمدی نژاد:همچنان که گفته ام نه اورا دزد می دانم ونه خائن. معتقدم ادم تلاشگرو خیرخواهی است. بهتر از خیلی از افراد مشکلات حاد را میشناسد. اما عملکردش و دوا و درمان مشکلات را به غلط رفته است. افراد تیمش را هم بدیل تیم های قبلی دولت های نفتی گذشته می دانم. کمی پخمه تر . و البته عریان تردر برخورد با مسائل. به هرصورت تا یک حد انتقادات را به او روا می دانم. اما اینکه شعار عدالتش توسط گردن کلفتها به اسم پوپولیسم  لجن مال شود، حاضرم از برتری هایش دفاع کنم.مسائل  فرهنگی و اشتباهات امنیتی تیم احمدی نژاد قابل تامل است. مسئله معیشت هم که از اول برازمون وخطا رفته و این یکی جراتش برای ازمودن بیشتر بوده و اشتباهاتش عینی تر.

۳-اقای مصباح یزدی را ادم ملا و باسوادی می دانم.من خود فلسفه را با کتابهای ایشان شروع کرده ام. منتها تز سیاسی ایشان مبنی بر اریستو کراسی نخبگان حتما منجر به الگارشی خشنی می شود که  مردم عقب مانده وکودن و حاکمان مطلق العنان غیر پاسخگو خواهد ساخت.

دلایلم را در اینموارد درروزنامه اعتماد چندسال پیش گفتم . انها هم درنشریه پرتو سخن دو صفحه جواب مرا دادند. البته نهایتا اقای نبوی شاگرد ایشان گفتند که ما معتقد به مردم سالاری دینی هستیم. والله اعلم.

امیدوارم که از اعترافات مکنون اذت وافی برده باشید.مرا هم از جزیره روشنفکران بی فحش و محترمانه بیرون انداختید که دست مریزاد. مهم نخواهد بودم. چون هنوز هم انسانم و خود دانم که کیستم.

+ 19:56 آستانه